تبليغاتX
شهاب وشهریار
(وحید رضا بوربور)(لاله)

 

تا بهار رخم از هجر تو شد بارانی

دل من آب شدو خلوت من طوفانی

می روم از غم هجرت به تماشای کویر

می کنم من سر و جان را به رهت قربانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 8:28  توسط وحیدرضا بور بور   |